ارتباط با مركز آموزشي ، پژوهشي و مشاوره ايي حاج آقا داودي نژاد موسسه مهرجويان 6 _ 7274075 0511 امروز : جمعه | 03. خرداد 1392 | 14. رجب 1434 | 24. می 2013
moshavereh
نظر سنجی 3
رای شما در انتخابات ریاست جمهوری
 
Besm-1
 
Barnameha 1
 
 ravan-1
 
 
Album-2
 
 delteveshte-1
 
yaddashhaj-1
 
Payam
 
khatereh-1
 
tasvir-1
 
chera-1
 
tamas-1
پیوندها
خبر نامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب و تغییرات سایت آگاه میشوید.










نظر سنجی
از نظر شما اولین اولویت ریس جمهور چه باید باشد؟
 
آمار بازدید کنندگان
2105امروزmod_vvisit_counter
3352دیروزmod_vvisit_counter
16472این هفتهmod_vvisit_counter
20686هفته گذشتهmod_vvisit_counter
61190این ماهmod_vvisit_counter
48419ماه گذشتهmod_vvisit_counter
783767کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 51 مهمان, 2 ربوت حاضر
آی پی شما :: 23.22.76.170
 , 
امروز : 03 خرداد 1392
اوقات شرعی
Translator
English Arabic Bulgarian Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Croatian Czech Danish Dutch Finnish French German Greek Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Romanian Russian Spanish Swedish Catalan Filipino Indonesian Lithuanian Serbian Slovak Slovenian Ukrainian Vietnamese Albanian Estonian Galician Hungarian Maltese Thai Turkish
نظر سنجی 2
کدام گزینه را از میان گروه 2+1برای ریاست جمهوری مناسب می دانید؟
 

آخرین مطالب

پربازدیدترین مطالب

چادر خانم پرستار

خانم م یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت میکند:
 
"يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدي صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.
 
وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه اي بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوري. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد.
از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم".
__._,_.___
 

عشق تخیلی

یکی از من سوال کرده :

من دختر جوانی هستم که در تخیلاتم همیشه پسری را تصور می کنم آیا این حالت به من و ازدواج آینده من ضربه می زند؟

 دختری 17 ساله به مشاوره مراجعه کرده بود که خیلی عاشق شده بود . عاشقی که حاضر بود برای معشوقش هر کاری کند .اما معشوق پسر خوش اخلاقی بود که هنوز متولد نشده بود، پسری تخیلی را در ذهن خودش می پرواندکه اصلا وحود نداشت ، عجیب انکه  بگونه ایی  بااو درددل ،دعوا ومشورت می کرد . که گویی واقعا در کنار او زندگی می کند.

 

 

داستان هاي کوتاه پيرامون امام علي (ع)

آرزوي يتيمي
مرد يکريز زير چشمي به سفره رنگيني که بچه ها دورش نشسته بودند. نگاه مي کرد. نه به اين خاطر که گرسنه اش بود، بلکه حسي او را مي آزرد. بيشتر حس حسرت خوردن بود و آرزويي که محال مي نمود. پرنده خيال او را به دوران کودکي اش برده بود. او دوست داشت به جاي يکي از بچه هاي بي سرپرست دور سفره باشد تا علي که حاکم کوفه بود، در دهان او نيز لقمه مي گذاشت. در همين فکر بود که شنيد بغل دستي اش، زير لب با خودش مي گويد: کاشي من هم يتيم بودم و مورد لطف و توجه اميرمؤمنان قرار مي گرفتم(1)
تکريم مردم
مردي نزد علي (ع) آمد و عرض کرد: « من حاجتي دارم.» امام فرمود: « حاجتت را روي زمين بنويس؛ زيرا که من گرفتاري تو را آشکارا در چهره تو مي بينم.» مرد روي زمين نوشت: « من فقيري نيازمندم.» امام به قنبر فرمود: « با دو جامعه ارزشمند او را بپوشان. » مرد فقير هم، با چند بيت شعر از اميرالمؤمنين (ع) تشکر کرد. حضرت فرمود: « يکصد دينار نيز به او بدهيد! » بعضي گفتند: « يا اميرالمؤمنين او را ثروتمند کردي ! علي (ع) فرمود: « من از پيامبر خدا (ص) شنيدم که فرمود: مردم را در جايگاه خود قرار دهيد و به شخصيت آنان احترام بگذاريد.» آن گاه فرمود: « من از بعضي مردم درشگفتم. آنان بردگان را با پول مي خرند، ولي آزادگان را با نيکي هاي خود نمي خرند.» (2)
 

فراخوان خاطرات معنوی + همراه با جایزه

سلام دوستان من!

اگر دوست دارید در تبلیغ دین اسلام موثر باشید! اگر می خواهید در اشکهایی معنویی دیگران سهیم باشید!  خاطرات معنوی خود را برای ما ارسال کنید تا درسی برای رشد معنوی دیگران باشد در دنیا و ذخیره اخرتی برای شما

خاطرانی شامل :

1- چگونه با حجاب شدم؟

2- چگونه چادری شدم؟

3- چگونه نمازخوان شدم؟

4- چگونه با خدا رفیق شدم؟

5- چگونه با امام رابطه ام نزدیک شد؟

6- چگونه توبه واقعی کردم؟

7- اثرات حضور خدا و معنویت در زندگی من؟

تذکر: لطفاخاطرات خود یادیگران فقط ارسال شود از ارسال داستانهای تخیلی پرهیز فرمایید

لطفا خاطرات را فقط به ایمیل  آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید   ارسال فرمایید

 به خاطرات تاثیز گذار و برتر هدایایی به رسم یادبود تقدیم می گردد.

دوستان علاقمند به شرکت در این امر معنوی می توانند این فراخوان را در ایمیل های خود گسترش دهند

 

من عاشق شدم! عاشق شوهر خاله!

دختری حدود 20 ساله در دانشگاه به برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می گفت : ((من عاشق شده ام!))

گفتم : ((عاشق چه کسی؟

گفتSad(عاشق شوهر خاله ام شده ام!و این صرفا یک عشق ظاهری وقلبی نیست بلکه قضیه ازدواج در میان است !به خانمش که خاله من است گفته می خواهی از زندگی من بیرون برو می خواهی بمان من می خواهم برایت زن بگیرم! فقط به او نگفته که زن دوم دختر خواهر خودت است!))
گفتم:((چند سالش است لاید خیلی خوشتیپه !؟))

 

پيوست ها:
دريافت اين فايل (tarbiat va shir dehi_00001.mp3)تربیت در دوره شیردهی داودی نژاد دانلود کنید[تربیت فرزند در دوسال اول اهمیت بسیار زیادی دارد به نظر می رسد بی توجهی به آن ضربه های سنگینی می زند]23596 Kb
دريافت اين فايل (vasvas_00001.mp3)وسواس و تربیت کودک /داودی نژاد دانلود کنید.MP3[درمان وسواس برای بزرگ سالان و روشهای تربیت کودک زیر 7 سال]48656 Kb
 

آخرین های خبری مذهبی

آخرین نظرات